X
تبلیغات
NAMAZ

NAMAZ

شهید مهدی امینی

 

حکایت شهدای کربلای دارلک را در هیچ کتابی ننوشته اند ،

دارلک و حماسه آن در دل تاریخ در انتظار ترجمه است.

 

شهیدان آنانی بودند که شجاعت داشتند از مرز خویشتن بگذرند و برای رضایت خداوند و بندگان خدای شان ، گرانبهاترین دارایی خود را که "جان " بود به پیشگاه حقیقت هدیه دهند نباید . نباید چنین تصور کرد که شهید بیاعتنا به زندگی بوده و از زنده ماندن دوری میگزیده ارزش نفس و جان خود را نمیدانست . چنانچه این تصور،تصویر ذهنی باشد مراقبت از گناه ، دوری از مکروهات ،استمرار به پاکی ، تلاش برای امنیت و آرامش یک ملت ،نمی بایست در رفتار آنان موج میزد.

از جمله این بخشندگان جان و آفریننده حماسه ها ، سردار شهید مهدی امینی و یاوران صدیق او شهدای دارلک میباشد.

از آنجائیکه در بین شهدای استان آذربایجان غربی که نقش اساسی در شکل گیری انقلاب در سطح کشور و استان داشت ، مهدی امینی نامی آشناست و لیکن به هر بها و بهانه ای شخصیت و همت بلند او چندان شناخته نشده و همواره مظلومیت شهادت وی و یاران صدیق اش نیز در هاله ای از ابهام باقی مانده است.

آینه

زندگینامه سردار شهید مهندس مهدی امینی

تاریخ تولد : 1332 شمسی

محل تولد : شهرستان اورمیه

نام پدر : حسن

شماره شناسنامه :432

صادره : اورمیه

فرزند سوم خانواده

وضعیت تاهل : متاهل

تعداد فرزندان: -

پایه تحصیلات متوسطه :1350

محل تحصیل دوره های تحصیلی : اورمیه و تهران

ورود به دانشگاه : 1351

نام دانشگاه : دانشگاه علم و صنعت تهران

رشته تحصیلی : راه و ساختمان

آخرین مدرک دانشگاهی : مهندسی راه و ساختمان

سال اخذ مدرک دانشگاهی : 1356

اعزام به جبهه جنوب : سال 1359 اوایل جنگ تحمیلی

آخرین سمت : فرمانده عملیات سپاه اورمیه

مدت فرماندهی عملیات : از بهمن 1359 لغایت خرداد 1360

تاریخ شهادت : 28 خرداد ماه سال 1360 (مصادف با نیمه شعبان)

محل شهادت : روستای گوگ تپه مهاباد

دفاع مقدس

با آغاز جنگ تحمیلی در سال 1359، مهدی عاشقانه رو به سوی جبهه های جنوب نهاد . او ابتدا به آبادان رهسپار شد و در آن شهر، در قسمت عملیات مهندسی سپاه به فعالیت پرداخت و چون خرمشهر در خطر سقوط بود به همراه سایر رزمندگان از جبهه آبادان به جبهه خرمشهر عزیمت نمود و در دفاع از خونین شهر عاشقانه و با غیرت تمام جنگید. بطوریکه یکی ازدوستان او تعریف میکند : مهدی در مصاف با متجاوزان بعثی جانانه حملات آنها را با موشکهای آرپی جی جواب میداد. او در یک ساختمان ویرانه ، سنگر گرفته و مقاومت میکرد تا آنجایی که همه فکر میکردند که مهدی شهید شده است . اما بعد از چند ساعتی دیده بودند که او از میان خرابه های آن ساختمان ویران شده با تنی مجروح و خون آلود ، بیرون آمد و خود را به صف رزمندگان رساند.

فرمانده عملیات

در بهمن ماه سال 1359 "مهدی" بنا به دعوت و اصرار مسئولین دفتر هماهنگی و منطق سپاه پاسداران ، از جبهه جنوب به اورمیه مراجعت نمود و با تاکید و دستور شهید بزرگوار جناب حجت السلام محلاتی با عنوان فرمانده عملیات در سپاه پاسداران اورمیه مشغول خدمت شد. در مدت زمانی که ایشان فرمانده عملیات سپاه اورمیه بودند با شهید بزرگوار "مهدی باکری" که آن زمان در جهاد سازندگی به فعالیت مشغول بود ارتباط بسیار نزدیک و صمیمانه ای داشتند . رابطه عاطفی و قلبی این دو شهید آنقدر زیاد بود که پس از شهادت سردار مهدی امینی با فاصله زمانی اندک سردار شهید مهدی باکری جهت تداوم راه شهید بنا به دعوت فرمانده سپاه اورمیه فرماندهی سپاه اورمیه را بر عهده گرفت.

سردار شهید مهدی امینی در طول مدتی که فرماندهی عملیات سپاه اورمیه را بر عهده داشت خدمات ارزنده ای را از خود به یادگار گذاشت که از آن جمله میتوان به مواردی که از نظر نظامی اهمیت خاصی داشت اشاره کرد:

1. از بین بردن تشکیلات منافقین در اورمیه در بهار سال 1360 و دستگیری سران و هواداران آنها قبل از اینکه وارد فاز نظامی شود.

2. پاکسازی جاده اورمیه – سرو ، از لوث وجود اشرار و ضد انقلاب

3. پاکسازی روستاهای منطقه دارلک و گوی تپه مهاباد و آزاد سازی جاده استراتژیک اورمیه و مهاباد – میاندوآب.

4. با این همه آنچه که از مهمترین اقدامات آن شهید بزرگوار میتوان نام برد و تا کنون در اذهان نیزباقی مانده است نقش فرهنگی و اعتقادی او در برخورد با عناصر التقاطی است که ایشان بنحو احسن این مسئولیت را ایفا کردند.

آخرین فرمان

 منطقه دارلک در95کیلومتری ارومیه وازبخشهای تابعه شهرستان مهاباد ودر15 کیلومتری شمال این شهرستان دردشتی وسیع واقع شده است.بخش دارلک ازچندروستای بزرگ وکوچک تشکیل شده است.

درفاصله سالهای 1357 تا 1360 ،شهرمهاباد به عنوان مرکزتجمع وفرماندهی وبرنامه ریزی احزاب مخالف وضدانقلاب واشرار بود.بخش دارلک باتوجه به موقعیت استراتژیکی که داشت،به عنوان اردوگاه آموزشی عوامل ضدانقلاب مورد استفاده قرارمیگرفت وباعنایت به اینکه درمسیرجاده مواصلاتی"ارومیه_مهاباد" و"ارومیه _میاندوآب" قرار داشت،ضدانقلاب تمام قوا وامکاناتش رادراین بخش متمرکز کرده بود.

دشمن باتمرکزنیروهای خوددراین منطقه، علاوه برآنکه ارتباط جنوب استان را بابخشهای دیگرقطع کرده بود،ازموقعیت سرزمینی آن جهت ضربه زدن به نیروهای دولتی نهایت استفاده را می برد.

شهیدمهدی امینی درمصاحبه ای که قبل ازحرکتش به سمت روستای گوگ تپه جهت پاکسازی آن منطقه ازلوث وجودضدانقلاب باخبرنگارصداوسیمای ارومیه انجام داده بود،دارلک راچنین تصویرکرده بود:

"مساله دارلک تنها مساله یک روستا نیست،چراکه باشکستهای مفتضحانه دشمن درجبهه های جنوب وغرب،طرح توطئه وسیعی درکردستان ومنطقه جنوب آذربایجان غربی فراهم شده که درراستای این طرح روستاهای اطراف مهاباد عملا بصورت یک پادگان عراق درآمده است.

بمنظورپاکسازی منطقه ازوجودعناصرضدانقلاب ، آخرین جلسه هماهنگی عملیات باحضورفرمانده لشکر64 ارومیه،یکی ازفرماندهان ژاندارمری وفرماندهان سپاه ازجمله مهندس امینی، معاون عملیات سپاه ارومیه وخلبانان هوانیروز تشکیل می شود وآخرین فرمان صادرمیشود.

نیروهای ژاندارمری و لشکر64 ارومیه ازجاده شمال غربی منتهی به دارلک ،نیروهای سپاه ازقسمت غربی روستاهای آن منطقه وجمعی ازنیروهای بسیج ازجنوب غربی واردعمل می شوند.گروهان ضربت سپاه ارومیه به فرماندهی علیرضامکاری نیزبه شرق دارلک هلی برن میشوند واگر شرایط در شرق آن منطقه مساعد نبود گروهان ضربت در غرب رودخانه در محلی بین روستا و رودخانه ، هلی برد خواهد شد تا هنگام عملیات عقبه نیروهای ضد انقلاب نا امن شود و گروهان ضربت بتواند مانع از فرار اشرار و نیروهای ضد انقلاب شود.بدین ترتیب در تاریخ 17 ماه سال 1360 عملیات "یا مهدی عج" در منطقه عمومی دارلک شکل میگیرد و طی آن حماسه ای بزرگ و کم نظیر از سوی سربازان و پاسداران و بسیجیان مخلص روح ا ... در کربلای درالک رقم میخورد. نبرد بی امان لشکریان اسلام بویژه گروهان ضربت سپاه اورمیه به فرماندهی شهید غلامرضا مکاری چندین ساعت طول میکشد و سرانجام با نبرد قهرمانانه و مقاومت جانانه ای که به شهادت 36 تن از بهترین فرزندان امام و امت انجامید و بخش دارلک و تمام روستاهای آن پاکسازی شدند. بدین ترتیب حماسه دارلک بعنوان صفحه زرینی در صفحات تاریخ انقلاب اسلامی ماندگار شد و این استان از خطر تجزیه طلبی رهایی یافت.

از پیامدهای مهم این عملیات شکوهمند میتوان به موارد زیل اشاره نمود:

1. آزاد سازی جاده ارتباطی"اورمیه – مهاباد" ، "مهاباد – میاندوآب" و "اورمیه- میاندوآب" .

2. پاکسازی روستاهای منطقه دارلک و گوگ تپه از لوث وجود ضد انقلاب و اشرار .

3. نقطه عطف شدن عملیات منطقه دارلک در انجام عملیات پاکسازی سایر مناطق آلوده استان.

4. انهدام پایگاههای ضد انقلاب در جنوب استان .

5. شکست طرح تجزیه طلبی دشمن.

 

سردار مهدی امینی در تاریخ 22/3/1360 پس از عملیات دارلک برای ذروشنگری مردم و بر ملا کردن نقشه شوم گروههای ضد انقلاب داخلی و همکاری آنان با رژیم بعثی با واحد خبر صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی مصاحبه کرده بودند که بعد از شش روز خود نیز به جمع شهدا پیوست.

کربلای دارلک

حماسه "دارلک" یکی از حماسه های بزرگ این سرزمین محسوب میشود. هر کس این روز(18 خرداد ماه سال 60) را به یاد نیاورد دچار خود فراموشی خواهد شد. چرا که آن روز خونها به جوش آمدند تا خروش فتنه ها به خاموشی گرایند.

 "دارلک" نام تابلوی زیبایی است که بر پیشانی نگار خانه بزرگ استان آذربایجان غربی میدرخشد.

 "دارلک" قلب زخم خورده است که خون فرزندان انقلاب تپش آن را همیشگی کرده است.

"دارلک" منطقه ای است در آذربایجان غربی که به لحاظ مظلومیت شاید بتوان گفت با مظلومیت شهدای هویزه ،شلمچه،فکه،طلائیه و...برابری میکند.

" دارلک" حماسه از جان گذشتگی 36 شهید است که از همه چیز خود گذشتند تا گل های همیشه بهار ایمان را به تماشا بگذارند.

سر قافله این شهیدان میگوید: من راه خود را از میان قلوه سنگها و صخره هی سخت فاتحانه گرچه زخمی و تب آلود، لنگ لنگان و کشان کشان ولی پیروز و قاطع خواهم یافت و چون میدانم اراده قدرت حاکم بر هستی من نیز بر پیروزی اراده ها و تصمیم ها در جهت حق ، تعلق دارد به پیروزی خود اطمینان دارم و این شکستها را لازم و عضوی از پیکر پیروزی می دانم و هیچ شکستی عظیم و تکان دهنده برای من نیست زیرا پیروزی من بودن در مسیر حق است که شکست من هم پیروزی است.

هر سال در روز هجدهم خرداد ماه یاد شهیدان حماسه آفرین "دارلک" گرامی داشته میشود که خون پاک و مطهرشان در دفاع از کیان این مرز و بوم و پاسداری از ارزشها ی والای انقلاب بر زمین نقش بسته و چهره تیره خاک را لاله گون کرده است.

براستی که اینان خط شکنان واقعی جبهه حق در مقابل تمامی کفر بودند. اینان هم در مقام ایمان و در مقام عمل مریدان واقعی ولایت بودند و بدین سان هم سرزمین پاک و میهن عزیزمان را از لوث اشرار و متجاوزین پاکسازی نمودند و هم قلب منور و نورانی خویش را از آلودگی های دنیا تطهیر کردند و به مقام و جایگاهی دست یافتند که نام مقدس "شهید" زیبنده نامشان شد.

 حکایت شهدای کربلای دارلک را در هیچ کتابی ننوشته اند ، دارلک و حماسه آن در دل تاریخ در انتظار ترجمه است.

...امینی شهید شده است .مکاری دهقان و ... شهید شده اند ... کسی نمرده است، همه زنده اند.

خدایا "ماندن" دشوار است . در غربت زمین بی یارو یاور "حضور داشتن" خود "غیبت "است. انگار که پشتمان شکسته. زنجیر درد دستهایمان را بسته داغ هجران در سینه مان نشسته است. ما از نبودن آنها رنج میبریم و از بودن خویش  در رنجیم ما میدانیم که آنها هستند و ما زنده ی مرده ایم .خدایا خوشا به فرشتگان در گاهت که میزبان یارانمان هستند حالا فرشتگان باید بر خاکشان سجده کنند که اینها اسما تو را خوب اموختند ...

در دارلک جوانانی شهید شدند جوانانی که سالها باید تا قامتی چون انان بر افرازند و صبری عظیم باید تا نمونه هایی از انان را در اطاعت و تقوای الهیشان بار دیگر در کلاسهای درس و میدانهای نبرد و مسجد و محراب بپرورانند حال رنج مادر زخم پدر اشک خواهر و برادر و کوله باری از رنج و تنهایی که بر پیکر همسران انها سنگینی میکند ، بماند .

باید قبول کرد و اذعان نمود؛

آنها "حر" بودند ، "عمار "بودند ،"ابوذر"  بودند و یک کلام "اصحاب امام "بودند و به نور حق پیوستند. طلوع فجر را در پهنه دلها افشاندند.

 

به یاد شهدای دارلک

دارلک ای مشهد الاله ها

وعده گاه پاک یاران خدا

در تو خون پاکبازان ریخته

خاک تو با خون حق آمیخته

خاک تو بوی شهیدان میدهد

بوی عطر خون یاران میدهد

دارلک از قید و بند آزاد باش

دائما آباد باش

دارلک از فتنه ها بیزار باش

دارلک، هان بعد از این هوشیار باش

دارلک همواره گندم زار باش

آری از صدق و صفا سرشار باش

دارلک همواره جاویدان بمان

راست قامت باش در تاریخ مان

خاک پاکت خالی از مزدور باد

دست نامحرم زخاکت دور باد

دشتهایت خالی از نامرد باد

سینه ات بی کینه و بی درد باد

قد مردانت همیشه سرفراز

خم نگردد جزء به هنگام نماز

رسم و آیین تو مهمان پروری است

این جنایت فاش میکن، کار کیست

در نمازت از شهیدان یاد کن

با دعایی روحشان راشاد کن

یادآوران زسرداران خوش است

یادی از یاران با ایمان خوش است

دارلک خلوت سرای عاشق است

مسلخ عشاق پاک و صادق است

دارلک یاداور خون و پیام

شاهد معراج یاران امام

"مجید عیب پوش"


 

 

شهید امینی یه اتحاف

شرفیم ، افتخاریم ، قانلی دوداقیم

قانلی تاریخده یانان شانلی چراغیم

گئجه گوندوز وطنین داشلاری اوسته سورونوبسن

هاردا بیر فتنه گوروب صبح و شام اوردا گورونوبسن

تانرینین عشقینه او قیرمیزی کورکون بورونوبسن

قلم آواره قالیب شانیوی تعریف ائده بیلمز

اوزووین ایشیقا آی وورولوبدی ، گئجه نافیله قیلاندا

هله ده ئیرده سنی آختاریر ، اویول گئده بیلمز

بیرده بیر سوز وار اودا یوم ازل خلق اولوناندا

تانری یا (بلی) دئیبدیر دورا بیلمز، گوده بیلمز

آدیوی کیم آداش ائتمیش مهدی !مهدی زمانلان

آنداولا قانیوا او یاخچی گوزلدن پای آلیبدیر

اونا الهام مئریلیب بلی سخاوت دنیزیندن

کرمیندن بیراتک نعمت آلیبدیر

یاز آلیبدیر یای آلیبدیر

بو مسلمدی گوموش تئل آتالاردان آنالاردان

وئری باش شبیه سی یوخ مالک اشتر کیمی سردار

یا کی ظلمت ائوینه وئریب ایشیق سالان اصلان

بلکه ده اولکه میزه گونده بزه کلی آی آلیبدی

یوخ او دشمن گوزونی اوپماقا (دومرول) کیمی قافلان

الینه بیر دمیر اوجلو اوخ آلیبدیر

بیز هارا سن هارا ای اولکمیزین قهرمان اوغلی

ائلیم اوخشاد میشیدی چیگنه توفنگین آشیراندا

سنی یالنیز مارالیم او اولو ستارخانه باقیرخانه دوغرو

آدیوی قویسا قلم آندایچیرم کی سنه آزدی

.

.

.

"صیاد گلی پور"

 

 اسامی و تصاویر شهدای دارلک

شهید علیرضا مکاری

شهید اکبر خیرالهی

شهید عوض حبیب زاده

شهید جهانگیر فتحی

شهید کریم جمالی

شهید محمد تقی آقاپور

شهید حیدر رحیمی

شهید علیرضا عزیزی

شهید محمد باقر آذردیزج

شهید محمد دهقانی

شهید نورالدین خلیلی

شهید رحمت عباسی

شهید رسول مختاری

شهید بهمن اردوخانی

شهید نعمت شرافت

شهید میرزا علی واحدی

شهید معصوم قنبری

شهید عباس زماندوست

شهید رحمت فرهادی

شهید کاظم وطن خواه

شهید کریم میرزائی

شهید علیشاه بیرامی

شهید حجت گلستانی

شهید میرزا آقا محمد نیا

شهید احمد علی غنی پور

شهید محمد پیرزاده

شهید حسن عظیمی

شهید جلیل عظیمی

شهید جمال رضازاده

شهید ستار جوانبخت

شهید غلامرضا رنجبری

شهید پرویز همت پور

شهید صفر علی بقایی

شهید مختار آذرخش

شهید حکیم محمد حسین پور

یادشان گرامی باد

 

 

 

منبع : اصغرزاده .توحید، امین انقلاب-نشر تکوین 110

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 21:21  توسط   | 

رمز گشایی از معمای راه رفتن

در حقيقت نبود ابزار موردنياز براي بررسي اين موضوع موجب شده تا محققان در گذر زمان، تنها درك محدودي از اين مقوله داشته باشند؛ اما در عصر حاضر و به لطف پيشرفت‌هاي خيره‌كننده‌اي كه در زمينه فناوري‌هايي نظير شبيه‌سازي‌هاي رايانه‌اي صورت گرفته، دانشمندان به درك روشن‌تري از چگونگي راه رفتن دست‌يافته‌اند. آنها اكنون مي‌دانند زماني كه راه مي‌رويم، اين ران‌ها هستند كه بيشترين نيروي مورد نياز براي راه رفتن را تامين مي‌كنند يا در حين دويدن، پاشنه‌هاي پا هستند كه سهم بيشتري در توليد انرژي موردنياز براي دويدن دارند.

اين براي نخستين بار در تاريخ علم است كه دانشمندان با استفاده از يك‌سري فناوري‌هاي نوين توانسته‌اند نحوه حركت اندام‌هاي انسان در حين راه رفتن و تامين انرژي موردنياز براي راه رفتن يا دويدن را مورد بررسي موشكافانه قرار دهند. در حقيقت در اين بررسي، حركاتي كه تحت عنوان دويدن و راه رفتن شناخته مي‌شوند، به زير ذره‌بين رفته تا مشخص شود چه اندام‌ها يا ماهيچه‌هايي انرژي موردنياز براي انجام آنها را تامين مي‌كنند. بررسي‌ها نشان مي‌دهند 3 اندام مهم يعني ران‌ها، زانوها و پاشنه‌ها مهم‌ترين نقش را در حين حركت دارند و در عين حال بيشترين سهم را در تامين انرژي حركتي بدن در حين راه رفتن يا دويدن به خود اختصاص مي‌دهند.

محققان دانشگاه كاروليناي شمالي دريافته‌اند ران‌ها بيشترين سهم را در توليد انرژي موردنياز براي راه رفتن دارند. در حقيقت زماني كه راه مي‌رويد، اين ران‌ها هستند كه به شما كمك مي‌كنند تا نگراني از بابت انرژي حركتي مورد نياز نداشته باشيد؛ اما زماني كه مي‌دويم، بايد بيشتر به پاشنه‌ها توجه كنيم. در حين دويدن بيشترين انرژي موردنياز براي انجام اين حركت از سوي پاشنه‌ها تامين مي‌شود. البته شايد بسياري فكر كنند كه اين زانوها هستند كه در حين دويدن، بيشترين سهم را در توليد انرژي موردنياز دارند. نكته مهم اين است كه زانوها تقريبا يك‌پنجم يا حتي كمتر از انرژي موردنياز براي راه رفتن يا دويدن را تامين مي‌كنند.

اما اكنون اين پرسش مطرح مي‌شود كه اصولا انجام چنين تحقيقاتي چه مزايايي به همراه دارد؟ پاسخ به اين پرسش را بايد در چالش‌هاي فراواني پيدا كرد كه فراروي محققاني است كه روي طراحي و ساخت اندام‌هاي مصنوعي و كمك حركتي كار مي‌كنند. موفقيت يا عدم موفقيت اين نوع اندام‌ها صرفا در لحاظ كردن دقيق يك‌سري محاسبات حركتي است.

در حقيقت با استفاده از نتايج اين بررسي مي‌توان درخصوص پيدا كردن بهترين شيوه‌ها براي ساخت سيستم‌هاي كمك‌حركتي و مهم‌تر از آن اندام‌هاي مصنوعي اطلاعات ارزشمندي در اختيار اين محققان قرار داد؛ اما اين تازه بخشي از يك هدف بزرگ است. دانش سيستم‌هاي رباتيكي روزبه‌روز در حال پيشرفت است و در اين ميان ربات‌هاي انسان‌نما نيز بشدت مورد توجه محققان قرار گرفته‌اند. در صورتي كه از نتايج چنين تحقيقاتي در ساخت نسل بعدي ربات‌هاي انسان‌نما استفاده شود، بدون شك شاهد حركت به مراتب طبيعي‌تر ربات‌هاي انسان‌نما خواهيم بود.

نكته: به لطف پيشرفت‌هاي خيره‌كننده‌اي كه در زمينه فناوري‌هايي نظير شبيه‌سازي‌هاي رايانه‌اي صورت گرفته دانشمندان به درك روشن‌تري از نحوه راه رفتن دست يافته‌اند

نگاهي به گذشته نشان مي‌دهد، دانشمندان زيادي روي استفاده از مطالعات مربوط به بررسي حركت اندام‌هاي مختلف انسان در توسعه دانش‌هايي نظير بيومكانيك كار كرده‌اند؛ اما اين براي نخستين بار است كه تحقيقاتي با تمركز روي توان مكانيكي توليد شده به وسيله مفاصل صورت مي‌گيرد. گذشته از اين براي نخستين بار است كه نحوه راه رفتن يا دويدن انسان و مفاصل مسوول در تامين انرژي حركتي آنها مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

مطالعه جامع محققان در اين بررسي بخوبي نشان مي‌دهد كه زماني كه راه مي‌رويم، ران‌ها انرژي قابل توجهي توليد مي‌كنند و به همين دليل است كه افراد زماني كه راه مي‌روند و سرعت قابل توجهي پيدا مي‌كنند، احساس راحتي بيشتري مي‌كنند كه بدوند. در حين راه رفتن و زماني كه سرعت بيش از 2 متر بر ثانيه مي‌شود، ران‌ها 44 درصد توان بيشتري توليد مي‌كنند و اين در حالي است كه پاشنه‌ها نيز سهم 39 درصدي در اين ميان دارند؛ اما نكته جالب توجه اين است كه با تبديل شدن راه رفتن به دويدن نسبت موجود ميان اين درصدها به يك‌باره به هم مي‌ريزد و اين بار پاشنه‌ها هستند كه با 47 درصد، توان بيشتري توليد مي‌كنند و اين در حالي است كه ران‌ها تنها سهم 32 درصدي دارند. هرچه بر سرعت فرد در حين دويدن افزوده مي‌شود، اين پاشنه‌ها هستند كه به همان نسبت توان بيشتري توليد مي‌كنند. به عقيده محققان، زماني كه افراد در حال دويدن هستند و بنا به دلايل خاصي، حركت سريع خود را به راه رفتن تبديل كرده و بار ديگر شروع به دويدن مي‌كنند، توليد توان مورد نياز براي حركت سريع نيز به همين ترتيب ميان ران‌ها و پاشنه‌ها در حال گردش است.

آگاهي از همين نسبت‌هاي طلايي است كه محققان را در كمك به بيماران ناتواني حركت اميدوار كرده است. آنها به اين موضوع فكر مي‌كنند كه چگونه اين مطالعه و پروژه‌هاي ديگري از اين دست مي‌توانند به افراد نيازمند در برخورداري از سيستم‌هاي كمك‌حركتي و حتي كمك‌دويدن ياري رسانند. آگاهي از اين نكته كه چه بخش‌هايي از اندام‌هاي تحتاني، سهم بيشتري در توان توليد شده در حين حركاتي نظير راه رفتن يا دويدن دارند، همان كليد گمشده‌اي است كه سال‌هاست دانشمندان و مهندسان علم رباتيك و ساخت اندام‌هاي مصنوعي را از طراحي سيستم‌هاي مناسب كمك‌حركتي بازداشته بود. ازاين‌رو بايد شاهد آن باشيم كه در سال‌هاي آينده، اسكلت‌هاي رباتيكي يا اندام‌هاي مصنوعي ساخته شوند كه در بخش‌هاي مشخصي از آنها، مثلا در نزديكي ران و پاشنه موتورهاي ويژه‌اي كار گذاشته شده‌اند. كارشناسان، آينده روشني براي اين نگرش نوين در نظر گرفته‌اند، با اين حال نبايد از يك موضوع نگران‌كننده غافل شد و آن اين‌كه هزينه‌هاي بالا همواره مي‌تواند به عنوان يك چالش جدي در نظر گرفته شود.

در چند سال اخير چند نمونه اوليه از اين اسكلت‌ها كه به موتورهاي مخصوصي مجهز هستند، طراحي و ساخته شده‌اند كه براساس اطلاعات منتشر شده، هزينه چند ميليون دلاري براي آنها صرف شده است. در صورتي كه سيستم‌هاي كمك‌حركتي مجهز به اين موتورها از هزينه بالايي برخوردار باشند، عملا نمي‌توان به كاربردي شدن آنها در ميان افراد ناتوان حركتي اميد چنداني بست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 8:36  توسط   | 

بازگشت همه به سوی اوست ...

 

tax اعلام 3 روز عزاي عمومي در آذربايجان غربي

 

من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا

 

عروج شهادت گونه مهندس منوچهر يوسفيان، مسئول بسيج مهندسين سپاه شهداء در سانحه جانسور و دلخراش سقوط هواپيماي مسافربري، ضايعه اي دردناک براي مردم غيور ديار شهيدان باکري و   جامعه مهندسين بود.گرچه مردم بصير و شهيد پرور آذربايجان غربي همواره در طول تاريخ پر افتخار خود نشان دادند که فقدان چهره هاي ارزشمند و اثر گذار در روند رشد و تعالي ايشان در راه اهداف عاليه نظام اسلامي خللي وارد نمي سازد، ليکن خلاء بزرگي که با از دست دادن اين مهندس پاسدارو مجاهد با اخلاص ساليان دفاع مقدس در جامعه مهندسين استان پديد آمده است، به سهولت قابل جبران نمي باشد.

 

تعهد، ولايتمداري، دينداري، همت بالا و مديريت موثري که اين عزيز سفر کرده در دوران هاي مختلف خدمت به مردم شريف و عزتمند آذربايجان از خود به عرصه ظهور رسانيد، بي ترديد الگويي ماندگار براي مهندسين و همرزمان وفادار وي خواهد بود تا همچون او در راه اعتلاء و عظمت اين   مرز و بوم از هيچ تلاش و کوششي فروگذار ننمايند و در راستاي پيشرفت ميهن اسلامي، سازندگي و محروميت زدايي کمر همت بسته و نويد بخش تحقق همه جانبه سعادت و عدالت گردند.

 

سازمان بسيج مهندسين کشور، ضمن ابراز همدردي  با خانواده،  بازماندگان و مهندسان بسيجي استان آذربايجان غربي، علو درجات آن مرحوم را از درگاه حضرت حيّ سبحان مسئلت نموده و غفران و رضوان الهي را براي آن فقيد سعيد، و صبر جميل و اجر جزيل براي خانواده معزز و بازماندگان آرزومند است.

 

 

و السلام علي عباد الله صالحين

 

20 دي ماه 1389

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم دی 1389ساعت 12:53  توسط   | 

کربلا (ناصرالدین شاه قاجار)

 

 

عشق بازی کار هر شیاد نیست
این شکار دام هر صیاد نیست

عاشقی را قابلیت لازم است
طالب حق را حقیقت لازم است

عشق از معشوق اول سر زند
تا بعاشق جلوه ی دیگر دهد

تا بحدی که برد هستی از او
سرزند صد شورش و مستی از او

شاهد این مدعی خواهی اگر
بر حسین و حالت او کن نظر

روز عاشورا در آن میدان عشق
کرد رو را جانب سلطان عشق

بار الها این سرم این پیکرم
این علمدار رشید این اکبرم

این سکینه این رقیه این رباب
این عروس دست و پا خون در خضاب

این من و این ساربان این شمر دون
این تن عریان میان خاک و خون

این من و این ذکر یارب یاربم
این من و این ناله های زینبم

پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق
ای حسین ای یکه تاز راه عشق

گر تو بر من عاشقی ای محترم
پرده برکش من بتو عاشق ترم

غم مخور که من خریدار توام
مشتری بر جنس بازار توام

هر چه بودت داده ای در راه ما
مرحبا صد مرحبا خود هم بیا

خود بیا که میکشم من ناز تو
عرش و فرشم جلمه پا انداز تو

لیک خود تنها نیا در بزم یار
خود بیا و اصغرت را هم بیار

خوش بود در بزم یاران بلبلی
خاصه در منقار او برگ گلی
خود تو بلبل گل علی اصغرت
زودتر بشتاب سوی داورت

شعر: ناصر الدین شاه قاجار


⊱╮ ✿⊱╮ ✿⊱╮ ✿⊱╮✿⊱╮ ✿⊱╮ ✿⊱╮ ✿⊱╮✿⊱╮ ✿⊱╮

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 14:8  توسط   | 

دریاچه اورمیه بزرگترین دریاچه تشنه جهان در انتظار سرنوشت دریاچه آرال

 

دریاچه اورمیه که امروزه با خطر جدی خشک شدن و نابودی روبروست، تقریباً تمامی کارشناسان محیط زیست بر این باورند که اگر اقدامی سریع و جدی انجام نگیرد، دریاچه اورمیه به زودی خشک شده و سرنوشتی مانند دریاچه آرال پیدا خواهد کرد. 

دریاچه آرال نیز که یکی از دریاچه‌های مهم جهان به شمار می‌رفت، علیرغم هشدار کارشناسان، در نتیجه طرح‌ها و پروژه‌های نه چندان صحیح مسئولین وقت شوروی، پس از شصت سال برای همیشه نابود شد و یک فاجعه بزرگ انسانی و زیست‌محیطی در حاشیه دریاچه آرال به وقوع پیوست. در سال 1950 خروشچف دبیرکل حزب کمونیست و رهبر وقت شوروی دستور داد مسیر آب رودخانه‌های "آمودریا" و "سیردریا" که همواره به دریاچه آرال می‌ریخت، تغییر داده شود. علت چنین تصمیمی این بود که خروشچف قصد داشت اراضی زیر کشت پنبه را از ۵/۳ میلیون به ۵/۷ میلیون هکتار افزایش دهد. چرا که به نظر او، پنبه یک کالای مهم استراتژیک برای شوروی محسوب می‌شد و در واقع طلای سفید بود. 

در نتیجه این سیاست نادرست، آب ورودی به دریاچه آرال در سال 1980 در مقایسه با دهه ۵۰ به یک‌دهم کاهش و وسعت دریاچه نیز تا ۷۰ درصد تقلیل یافت و ۱۰۰ کیلومتر از هر طرف پسروی کرد. دو بندر موینیاق در ازبکستان و آرالسک در قزاقستان خشک و متروک شدند. صنعت شیلا‌ت در این دو بندر به همراه ۶۰ هزار شغل از بین رفت و همه آرزوهای دولتمردان سابق شوروی با نابودی مزارع پنبه همانجا دفن شد. 

با خشک شدن دریاچه آرال بستری از نمک به وسعت ۳۶ هزار کیلومتر مربع بر جای ماند. توفان‌های شن و نمک که حامل غبارهای سمی آفت‌کش‌ها و سموم کشاورزی بودند، انواع بیماری‌های تنفسی و سرطان‌های پوستی و ریوی را برای مردم به ارمغان آورد. بر اساس گزارش یونسکو در این منطقه، سلا‌مت زنان باردار به علت کیفیت بد آب آشامیدنی همچنان رو به وخامت است و نوزادان مرده و ناقص‌الخلقه به دنیا می‌آیند. به طوری که این منطقه هم‌اکنون یکی از بالا‌ترین میزان مرگ و میرهای نوزادان در جهان را داراست. ‌ 

سرنوشت تلخ دریاچه آرال و نتایج حاصل از آن به خوبی نشان می‌دهد که خشک شدن دریاچه اورمیه می‌تواند فاجعه‌ای به مراتب بزرگ‌تر و تلخ‌تر به بار آورد. چرا که دریاچه اورمیه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که دریاچه آرال علیرغم اهمیت‌ فوق العاده‌اش فاقد آن بود. 

در صورت وقوع چنین حادثه‌ای شوره‌زارهای حاصل از عقب‌نشینی آب، زمین‌های کشاورزی، مزارع، ساختمان‌ها و نواحی مسکونی و آبادی‌های اطراف به لحاظ زیستی تهدید خواهد شد. 

دشت‌های سلماس، اورمیه، تبریز، آذرشهر، مراغه، میاندوآب، مهاباد، نقده، پیرانشهر و اشنویه که از مهم‌ترین مناطق فعالیت کشاورزی و دامداری هستند، همگی اطراف این دریاچه قرار دارند و با خشک شدن آن آسیب جدی خواهند دید و در آینده‌ای نه چندان دور زمین‌های حاصل‌خیز این منطقه به کویر نمک تبدیل خواهند شد. 

کارشناسان محیط زیست دلایل متفاوتی را برای روند خشک شدن دریاچه اورمیه بر می‌شمارند که می‌توان مجموع این دلایل را علت اصلی پسروی آب دریاچه شمرد.

3 عامل مهم در زمینه خشک شدن دریاچه اورمیه موثر بوده و همین سه عامل باعث گردیده که دریاچه اورمیه رو به نابودی برود. یکی از این دلایل بنا کردن بیش از 40 سد بدون در نظر گرفتن حق آبه برای این دریاچه بود. عامل بعدی احداث بزرگراه شهید کلانتری در عرض دریاچه بود که گردش آب را در دریاچه اورمیه متوقف کرد و دیگری وقوع خشکسالی در ایران باعث شد که این دریاچه رو به نابودی برود.

زمانی که هنوز هیچ سدی روی این دریاچه ساخته نشده بود، 5/5 میلیارد متر مکعب آب به درون این دریاچه وارد می‌شد. اما اکنون این رقم به کمتر از 1 میلیارد متر مکعب رسیده و این به معنی وقوع یک فاجعه زیست‌محیطی است. اگر 30 درصد از آب هر سدی که روی دریاچه اورمیه زده‌اند را به داخل این دریاچه بریزند، شاید بتوان از نابودی کامل آن جلوگیری کرد.

61 درصد وسعت دریاچه اورمیه در محدوده آذربایجان‌شرقی است و 20 درصد روان‌آب‌های تغذیه‌کننده دریاچه در این استان واقع شده و بقیه از استان‌های آذربایجان‌غربی و کردستان تامین می‌شود. 

به دلیل غرب به شرق بودن مسیر وزش باد در منطقه، در صورت خشک شدن دریاچه اورمیه بیشترین آسیب را آذربایجان‌شرقی و به ویژه کلان‌شهر تبریز می‌بیند. 

کاهش مداوم آب دریاچه و افزایش میزان نمک موجب شده در حال حاضر 200 تا 250 هزار هکتار از زمین‌های اطراف دریاچه اورمیه به شوره‌زار تبدیل شود. اما اگر این روند همچنان ادامه یابد و دریاچه اورمیه خشک شود، مشکلات آن تنها گریبانگیر اورمیه نخواهد بود و به‌دلیل وجود 8 میلیارد تن نمک در دریاچه، پس از خشک شدن، با وزیدن بادهای فصلی و جریانهای سطحی یا زیر‌زمینی، تمامی اراضی استان‌های آذربایجان و چند استان همجوار آن به شوره‌زار تبدیل می‌شود. در این صورت حتی ممکن است دامنه تأثیرات پخش این مقدار نمک به اراضی کشورهای اطراف نیز خسارات جبران‌ناپذیری وارد کند و در دراز مدت، بخش بزرگی از خاورمیانه را تحت تأثیر خود قرار دهد. 

به دلیل عدم وجود سیستم فاضلاب صنعتی، بسیاری از کارخانه‌ها فاضلاب خود را به سوی دریاچه اورمیه هدایت می‌کنند و این دریاچه از شرق و غرب در معرض تهدیدات زیست‌محیطی قرار دارد. ریختن فاضلاب کارخانه نمک صنعتی شهر مراغه که حجم پساب‌های آن بیش از 20 متر مکعب در ثانیه است، قطعا فرایند نابودی کامل دریاچه اورمیه را فراهم خواهد ساخت. 

احداث پل میان‌گذر بر روی دریاچه اورمیه نیز یکی از عوامل مهمی است که حیات دریاچه اورمیه را به مخاطره انداخته است. دریاچه‌ها مانند بدن انسان که سیستم گردش خون دارد، سیستم گردش آب دارند. گردش آب، اکسیژن و غذا را به نقاط مختلف دریاچه می‌برد. اما با ایجاد میان‌گذر در دریاچه اورمیه اختلال ایجاد و آن را بیمار کرده‌ایم. 

در سراسر آمریکا قطار و اتومبیل‌ها از روی تالاب‌ها و دریاچه‌ها عبور می‌کنند، اما هیچکس کوه را درون دریاچه یا تالاب نریخته است. آنها با استفاده از ستون‌های متعدد این عمل را انجام داده‌اند.

چرخش آب دریاچه اورمیه به صورت پاد‌ساعتگرد است، اما پل شهید کلانتری که از سمت غرب حدود 12 کیلومتر و از سمت شرق حدود 3/2 کیلومتر خاکریزی شده مانع چرخش طبیعی آب است. این پل در یکی از کمترین فاصله‌های گلوگاهی دریاچه اورمیه احداث شده و در واقع مانند یک طناب بر گردن این دریاچه چرخش آب را خفه کرده است. 

آنچه که قابل تأمل است اینست که روند خشک شدن دریاچه اورمیه تقریبا از 15 سال پیش آغاز شده و از همان موقع کارشناسان امور زیست محیطی نسبت به خطرات این روند که سد‌ سازی نیز یکی از مهمترین عوامل آن می‌باشد، هشدار داده‌اند. اما علیرغم این هشدارها در سال 1387 نیز سد مخزنی قلعه‌چای عجب‌شیر مورد بهره‌برداری قرار گرفت که اگرچه از نظر اشتغال و تأمین بخشی از آب مورد نیاز منطقه فوایدی داشت، اما متأسفانه روند خشک شدن دریاچه اورمیه را نیز تسریع بخشید. 

با اینحال آگاهی و حساسیت قابل تحسین مردم منطقه به اهمیت حیاتی دریاچه و خطرات ناشی از خشک شدن آن، می‌تواند انگیزه خوبی برای مسئولین و سازمان‌های حفاظت از محیط زیست فراهم سازد تا شاید با ارائه پروژه‌های علمی و عملی دریاچه زیبای اورمیه از خطر نابودی رهایی یابد. 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آذر 1389ساعت 10:54  توسط   | 

شناسایی سکونتگاه ایلخانی در دریاچه اورمیه

 شناسایی سکونتگاه ایلخانی در دریاچه اورمیه

 

 

 آثاری از یک سکونت گاه ایلخانی در جزیره کبودان دریاچه اورمیه شناسایی شد.  

دوره ایلخانی پس از حمله مغولان به ایران، در قرن هفدهم هجری قمری و قرن 13 میلادی پدید آمد. آثاری از یک سکونت گاه ایلخانی در جزیره کبودان دریاچه اورمیه شناسایی شد. 

به گزارش واحد مرکزی خبر ، مدیر کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان غربی گفت: در پی عقب نشینی آب دریاچه اورمیه و ظاهر شدن سواحل جدیدی از جزیره کبودان مدارکی از یک سامانه آب رسانی شامل یک رشته قنات و تنبوشه های سفالی دیده شد که آب شیرین را به سکونت گاهی در بخش شرقی جزیره کبودان می رساند. 

اسدالله علیزاده افزود: با بررسی و مطالعه مقایسه ای روی یافته های معماری و مدارک سفالی توسط کارشناسان مرکز و باستان شناسان مشخص شد این محل در دوران ایلخانیان دارای سکنه بوده است. 

جزیره کبودان که نام محلی آن قویون داغی است بزرگترین جریزه دریاچه اورمیه است که به سبب داشتن آبشخورهای آب شیرین ، مرکز نگهداری گونه های نادر جانوری همچون گوزن زرد ایرانی ، قوچ و میش است. 

دوره ایلخانی پس از حمله مغولان به ایران ، در قرن هفدهم هجری قمری و قرن 13 میلادی پدید آمد. 

هولاکو خان با فتح ایران ، سلسله ایلخانیان را در ایران بنیان نهاد که نام این سلسله از یکی از فرزندان چنگیز خان مغول گرفته شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 20:39  توسط   | 

آلوده سازی آبهای ارس، توسط ارمنستان

 

  

 

 

 سرریز شدن پسماندهای صنعتی ارمنستان، به داخل رودخانه ارس، بخش کشاورزی کل منطقه آذربایجان را تهدید می کند و لازم است دولت ایران، موضع قاطع تری از خود نشان دهد. 

نماینده مردم کلیبر و هوراند در مجلس شورای اسلامی با اشاره به این نکته که کشور ایران، باید موضع قاطع تری نسبت به آلودگی آب ارس، توسط ارمنستان از خود نشان بدهد. گفت: "سرریز شدن پسماندهای صنعتی کارخانه های ارمنستان به داخل رود ارس، بخش کشاورزی منطقه را تهدید می کند و اگر فکری اساسی به این موضوع نشود، آسیب های فراوانی متوجه روستاییان و بخش کشاورزی آذربایجان خواهد شد." 

وی همچنین تاکید کرد: "در خصوص آلوده سازی عمدی رودخانه ارس توسط دولت ارمنستان جلسات مختلفی میان سفرای دو کشور برگزار کرده ایم، که متاسفانه نتیجه ای دربر نداشته است. و اگر این روند ادامه داشته باشد، جمهوری اسلامی باید طبق  قوانین بین المللی، از موضع قاطع تری وارد شده و طرف مقابل را از تخریب پیش از پیش محیط زیستمناطق  آذربایجان، برحذر دارد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 14:3  توسط   | 

ایران درصدر کشورهای درخطر بیابانی شدن

 

 

  
 

 

 

 ایران با 90 درصد اقلیم خشک جزو کشورهای شدیدا بیابانی است به طوری که کارشناسان برآورد کرده اند اکنون تراز آبی کشور 130 میلیارد متر مکعب است که 10 میلیارد به نسبت سال 55 کمتر شده که این یعنی به مرحله اضطرار رسیده ایم و از ذخیره استراتژیک آب مصرف می کنیم.   

به گزارش خبرنگار مهر، پیش از این و در سال 2006 سازمان ملل اعلام کرد: در حالی که ارزشهای طبیعی بیابان را حفظ می کنیم با خطر بیابانزایی باید مقابله کرد چرا که خطر بیابانی شدن بسیار شدید است. به طوری که همان سال خطر بیابانی شدن در دنیا بعد از گرمایش زمین، تغییرات اقلیمی و کمبود آب به عنوان سومین خطر جهانی اعلام شد. 


در همین حال یک متخصص بیابان در ایران معتقد است؛ با اینکه خطر بیابانی شدن در دنیا سومین بحران جهانی اعلام شده اما به دلیل اینکه 90 درصد مساحت سرزمین ایران به لحاظ جغرافیایی جزو سرزمینهای خشک محسوب می شود این بحران در ایران اولین خطر محسوب می شود. این در حالی است که در کل جهان تنها 40 درصد سرزمین خشک داریم و به طور تحقیقی خطر بیابانی شدن در جهان خطر سوم ولی در ایران خطر اول محسوب می شود. 


محمد درویش در گفتگو با خبرنگار مهر تاکید کرد: دنیا با افت شدید آبهای زیر زمینی مواجه است؛ برای نمونه دشتهای کالیفرنیا بیتشرین افت آبهای زیرزمینی را داشته اند و در منطقه شبه قاره هند و همین طور ایران و خاورمیانه آبهای زیرزمینی به شدت افت کرده اند.  

وی با تاکید بر اهیمت آب به لحاظ استراتژیک برای برخی کشورهای خشک مانند ایران تصریح کرد: ممکن است در طول دهه های آینده ایران، پاکستان و افغانسان برای تامین آب و خطر افت سفرههای زیر زمینی با مشکلات زیادی مواجه شوند. 


سازمان ملل در آماری که به مناسبت نامگذاری دهه بیابان و مبارزه با بیابانزایی منتشر کرده بر این موضوع تاکید کرده که در سطح جهان 24 درصد زمینها در حال از بین رفتن هستند که زندگی یک میلیارد و 500 میلیون نفر مستقیما به این زمینها بستگی دارد. نزدیک به 20 درصد از زمینهایی که در معرض نابودی قرار دارند حاصلخیز و بین 20 تا 25 درصد از آن ها چراگاه هستند.

بر اساس آمارهای سازمان ملل متحد، 44 درصد از زراعت نظام مند جهان در سرزمینهای خشک انجام می شود که 3/41 در صد از سطح زمین را تشکیل داده و دو میلیارد و 100 میلیون نفر در این مناطق ساکن هستند. 


متخصصان محیط زیست و منابع طبیعی در سازمان ملل می گویند زندگی بیش از یک میلیارد انسان در 100 کشور جهان به دلیل بیابان زایی در معرض تهدید است. تقریبا یک میلیارد انسان فقیر و به حاشیه رانده شده که در آسیب پذیرترین نواحی زندگی می کنند شاید آنانی باشند که بیشترین صدمه را از گسترش بیابانها می بینند. 


با این حال هر فرد روزانه به دو هزار متر مکعب آب نیاز دارد، در مناطق خشک این میزان دسترسی به آب 1300 متر مکعب است که این میزان نیز شدیدا روبه کاهش است. امروزه کمبود آب تهدیدی علیه یک تا دو میلیارد از مردمی است که در نواحی خشک به سر می برند. 


همچنین وضعیت گونه های مختلف گیاهی و جانوری در سرزمینهای خشک همچنان ناشناخته باقی مانده زیرا تا کنون ارزیابی در مورد آنان صورت نگرفته است. حدودا از 8 درصد از سرزمینهای خشک حمایت می شود و 5/0 در صد از گونه های گیاهی مخصوص مناطق خشک هستند.

محمد درویش در ادامه می گوید: بر همین اساس است که سازمان ملل این دهه را آخرین فرجه برای مدیریت خاک و جلوگیری از بیابان شدن اعلام می کند و اگر در این ده سال دولتها از خواب بیدار شدند و بیتشرین همت برای مهار بیابان را صرف کردند شاید جلوی تخریب گرفته شود و در غیر اینصورت کار از کار گذشته است. 


به عقیده این متخصص، طی این سالها بیابانزایی در طول تاریخ بی سابقه بوده که چنین تذکری به تمام دنیا برای خطر یک معضل زیست محیطی داده شده و یک دهه برای آن نامگذاری شده است.

وی با اشاره به آمارهای مستند اظهار داشت: کشورهای اتریش و کانادا به نسبت جمعتیت، سرانه آبی مناسبی در اختیار دارند و این عدد معادل 8 تا 11 میانگین جهانی است. همچنین در سال 1355 هر ایرانی سهم آبی معادل 4200 به صورت سرانه در اختیار داشت در حالی که پتانسل آبی در ایران 140 میلیارد متر مکعب بود و این رقمی مناسب به حساب می آمد. 


عضو هیئت علمی موسسه تحقیقاتی سازمان جنگلها و مراتع ادامه داد: این در حالی است که سطح تنش در سرانه هر فرد دو هزار متر مکعب است و اگر این رقم به زیر 1600 برسد خطر و هشدار آغاز می شود و متاسفانه الان در ایران به نسبت افزایش جمعیت دو برابری و حتی بیشتر در مقایسه با 35 سال پیش سرانه به زیر خط هشدار و به حالت اضطرار رسیده است. 


درویش با اشاره به جمعیت 72 میلیون نفری ایران و کاهش پتانسیل آبی در کشور به نسبت سال 55 تاکید کرد: امروز تراز آبی کشور 130 میلیارد متر مکعب است که 10 میلیارد به نسبت سال 55 کمتر شده در حالی که جمعیت افزایش یافته و این یعنی به مرحله اضطرار رسیده ایم و از ذخیره استراتژیک آب مصرف می کنیم.

وی افزایش جمعیت در ایران را بزرگترین مسئله و مشکل دانست و اظهار داشت: راندمان آبی ما 30 درصد در بخش کشاورزی و 30 درصد در آب شرب از دست می رود و به سبب آلودگیهای شدید در بخش کشاورزی و.. می توان گفت مدیریت آب به بدترین شکل انجام شده و اصلا مدیریت خوبی صورت نگرفته است.

وی شدید ترین تهدید اکنون ایران و دنیا را بحران کمبود آب و در ادامه خطر بیابانی شدن دانست و گفت: اگر آب افت کند زمین نشست می کند و در زمین ذخیره نمی شود که اکنون در استانهای خراسان شمالی و رضوی، کرمان، جنوب تهران، فارس و چند استان دیگر با نشست زمین مواجه هستیم.

وی با طرح این پرسش که برنامه سازمان جنگلها و مراتع و آبخیز داری برای یک دهه آینده که از سوی سازمان ملل دهه بیابان و مقابله با بیابانزایی نامگذاری شده چیست، تاکید کرد: سازمانهایی مانند سازمان جنگلها چه برنامه هایی برای مهار بیابان دارند، آیا می توانند متخصصین جدید جذب کنند، آیا با کمبود بودجه مواجه نیستند؟

وی خود به این پرسش چنین پاسخ داد که مدیریت منابع آب در اختیار وزارت نیرواست ولی زمانی که شورای عالی آب وجود داشت مشکلات با تخصص کارشناسان مرتفع می شد اما با حذف شورای منابع آب مشکلات زیادتر شده است.
درویش اظهار داشت: وزارت نیرو اعلام کرده بین 90 تا 93 درصد آب کشور در اختیار بخش کشاورزی است ولی چرا وزارت جهاد در مدیریت آب نقشی ندارد؟
این متخصص بیابان تشخیص سرعت بیابانزایی در کشور را در بالانس سفره های زیرزمینی دانست و گفت: سال 1971 تا 2001، سطح آب زیر مینی در ایران 15 متر افت کرد، 9 سال بعد این افت شتاب بیشتر گرفت و به23 تا 24 متر رسید به طوری که در بعضی دشتها مثل کبودر آهنگ در همدان 60 متر، در کرمان 80 متر، در اصفهان 60 تا 70 متر و در فارس بیشترین نرخ افت را داشتیم.
وی به استان فارس و خشک شدن دریاچه ها و تالابهای اشاره کرد و افزود: تراز آب در استان فارس منفی 2 و یک دهم میلیارد متر مکعب است و هر سال در استان فارس 2 و یک دهم میلیادر متر مکعب از ذخیره آبی استفاده می شود که نمونه این وضعیت را باید در خشک شدن تالابهای بختگان، تشتک، پریشان و... دید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 13:59  توسط   | 

مرثیه‌ای برای نگین سرخ آذربایجان

  

 

دریاچه ارومیه

 

 

 متهم اصلی نابودی دریاچه اورمیه، مجموعه ای از دخل و تصرف های ناروای انسان در طبیعت است و نامش توسعه ناپایدار! مدیریت غلط آب و زمین، آرام آرام تبدیل به اژدهای عظیم الجثه‌ای شده که کاسه دریاچه اورمیه را جرعه جرعه می نوشد و آنقدر هم ولع دارد که تا تمام اش نکند دست بردار نیست. صادق زیبا کلام، عمق فاجعه را خوب لمس کرده و می گوید "کاری نکنیم که یک سال و یا حداکثر چند سال دیگر دردرس جغرافیا به دانش آموزانمان یاد دهیم که قبلا در اورمیه دریاچه بزرگی بود ولی نیاکان ما گذاشتند برود و کک شان هم نگزید".  


به گزارش خبرنگار اعزامی ایلنا به اورمیه، باید گریست نه به حال دریاچه‌ای که روزگاری مظهر باروری خطه آذربایجان بود بلکه به حال آدم‌هایی که با تمام ادعایشان گذاشتند نگین سرخ اورمیه جلو چشمشان خشک شود.  


همه ما شنیده ایم که دریاچه اورمیه بعد از بحروالمیت بزرگ‌ترین دریاچه آب شور جهان است و غیر از آن به سبب موقعیت بسیار ویژه ای که دارد، آب و هوایی مطلوب را برای ساکنان خطه آذربایجان و کردستان به ارمغان آورده است و «آرتیمیا»، این سخت پوست قرمز رنگ دنیا، فقط در دریاچه اورمیه وجود دارد.  


همه ما باز هم اخباری در مورد کم آب شدن دریاچه اورمیه و احتمال خشک شدن آن شنیده ایم. ولی واقعیت این است که تا نبینی باور نمی‌کنی که این توسعه ناپایدار چه بر سر نگین سرخ آذربایجان آورده است.  


دریاچه اورمیه دارد‏ می میرد‏‌! شنیده ایم‏، می خواهد نجات اش دهند، ‏‌اما اگر این روزها ببینی‌اش، باور نمی کنی که کسی بتواند ان را زنده نگه دارد.  


دریاچه‌ای که نزدیک به 40 سال است‏‌، که مدعی حفاظت از آن هستند‏،‌ چه شد که به یک باره در ورطه نابودی افتاده است؟ دریاچه اورمیه که به عنوان یکی از 9 ذخیرگاه بیوسفری ایران در یونسکو شناخته می شود و از سال 1357 نیز در زمره یکی از مهم‌ترین تالاب‌های بین‌المللی جهان در سایت رامسر به ثبت رسیده است امروز در سایه روزمرگی متولیان توسعه درحال نابودی تدریجی است.  


فکر می کنید دریاچه اورمیه چقدر دیگر دوام بیاورد‏؟‌ محمد جواد محمدی زاده، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست که خیلی خوشبین است،‌ برنامه 5 ساله ای را برای احیا دریاچه اورمیه تعریف کرده و می گوید:« نجات اش می دهیم»،اما نوشدارویی پس از مرگ، سهرا ب را چه حاصل؟  


محمد باقر صدوق، معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت از محیط زیست، از رئیس سازمان واقع بین تر است. او امید چندانی به نجات دریاچه اورمیه ندارد. می گوید :«شاید تا سه سال دیگر هنوز بتوانیم زنده نگه اش داریم»! 
 


بیش از نیمی از دریاچه اورمیه خشک شده است
دریاچه اورمیه روز به روز بیشتر آب می رود، امید یوسفی، سرپرست پارک ملی دریاچه اورمیه می گوید‏‌:«از دو سال پیش تا کنون ده کیلومتر از ضلع خوبی دریاچه اورمیه خشک شده است. جایی که دو سال پیش می توانستی آب را لمس کنی ‏‌اکنون تا کیلومترها شوره زار نمک است. در سواحل جنوبی دریاچه اورمیه به دلیل ورود رسوبات رودخانه سطح دریاچه بالاتر آمده است و در این قسمت آب از 10 تا 12 کیلومتر عقب نشینی کرده است حال این 10 کیلومتر را در 7 متر کاهش ارتفاع سطح آب دریاچه اورمیه ضرب کنید تا بینید که عمق فاجعه کجاست».  


حسن عباس‌نژاد، مدیرکل محیط زیست استان آذربایجان غربی هم «عوامل انسانی و طبیعی را در وضعیت بحرانی دریاچه اورمیه» مقصر می داند. او می گوید: «خشکسالی و توسعه ناپایدار سه هزار کیلومتر از پنج هزار کیلومترمربع وسعت دریاچه اورمیه را تبدیل به شوره‌زار کرده است.  


غلظت نمک به پیش از 330 گرم در لیتر رسیده و بستر دریاچه در اثر اشباع شدن از نمک کاملاً سفید پوش شده ‏، گویا دریاچه اورمیه در این قسمت ها کفن پوش شده است». 
 


آب دریاچه اورمیه زلال زلال است، پس آرتیمیا کجاست؟
روزگاری اگر یک مشت آب از دریاچه بر می داشتی، می توانستی "آرتیمیا"، سخت پوست‌های کوچکی را که تنها ساکن همیشگی دریاچه اورمیه هستند را در آن ببینی، اما اکنون آب، زلال زلال است، حتی یک آرتیمیا هم در این نواحی دیده نمی‌شود.پس آرتمیاها کجایند؟  


دریاچه اورمیه همراه همیشگی مردم آذربایجان بوده، فقط مردم محلی و کسانی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم از این منبع حیات، ارتزاق می کردند، می دانند که دریاچه اورمیه یعنی چه. مرگ این دریاچه را هم هیچ کس به خوبی مردم محلی لمس نمی کند.  


وقتی بمب نمکی 8 میلیارد تنی دریاچه اورمیه منفجر شود، تاریخ دوباره شاهد فاجعه دیگر است، دریاچه اورمیه به طور قطع به تاریخ می‌پیوند، همانگونه که آرال در شوروی سابق برای همیشه از روی نقشه جهان پاک شد.  


50 سال پیش هم مسولان شوروی فکر چنین روزی را که آرال خشک شود، نمی‌کردند. همانگونه که مسولان ما اکنون طرح‌ها و نقشه‌های بزرگ انتقال آب از حوزه‌های آبریز دیگر به دریاچه ارومیه را در ذهن می‌پروراند، متوجه عمق فاجعه نیستند، نقشه‌هایی که خدا می‌داند اگر اجرا هم بشود چه مقدار هزینه مالی و زیست محیطی به دنبال دارد.  


خشک شدن آرال، طوفان شن و نمک که حامل غبارهای سمی آفت کش و سموم کشاورزی و انواع بیماری‌های تنفس و سرطان پوستی و ریوی را برای مردم به ارمغان آورد و خدا می‌داند نابودی دریاچه اورمیه چه بلایی بر سر خطه آذربایجان و سرزمین‌های مجاورش می‌آورد.  


مسعود باقرزاده کریمی، کارشناس مسوول تالاب‌ها این خطر را به خوبی احساس کرده است. او می گوید: «در صورت خشک شدن دریاچه ارومیه ، میزان بالای نمک این دریاچه فاجعه آفرین است». او هشدار می دهد: «وزش بادهای حاوی نمک به سمت شهرها و زمین‌های کشاورزی خطرناک است بنابر این باید دقت داشته باشیم وجود نمک در شهرها، تخریب ساختمان‌ها و خودروها را به دنبال دارد و علاوه بر این موجب شور شدن زمین‌های کشاورزی شده و آنها را از حیث انتفاع خارج می‌کند که مسلما هزینه‌های سنگینی را بر جوامع محلی متحمل می‌سازد».  



توسعه ناپایدار جرعه جرعه جان دریاچه اورمیه را می نوشد
متهم اصلی نابودی دریاچه اورمیه ، مجموعه ای از دخل و تصرف های ناروای انسان در طبیعت است و نامش توسعه ناپایدار، مدیریت غلط آب و زمین، آرام آرام تبدیل به اژدهای عظیم الجثه‌ای شد که کاسه دریاچه اورمیه را جرعه جرعه می نوشد و آنقدر هم ولع دارد که تا تماش نکند دست بردار نیست. خشکسالی و احداث سدهای بی حساب و کتاب و برداشت بی‌رویه چاه‌های مجاز و غیر مجاز و احداث میانگذر و... چنان گره کوری برسر راه ادامه حیات نگین سرخ آذربایجان انداخته است که هیچ کس را یارای باز کردن آن نیست.  



احداث سدهای بی حساب و کتاب و چاه های غیر مجاز ، مثل خوره به جان دریاچه اورمیه افتاده است
احداث سدهای بی‌حساب و کتاب در رودخانه‌های منتهی به دریاچه اورمیه ناجوانمردانه جان دریاچه را گرفته است. جالب است بدانید که در مسیر 12 رودخانه‌ای که به دریاچه اورمیه می‌ریزد 29 سد خاکی و بتونی وجود دارد که با خساست تمام حتی قطره‌های آب را از دریاچه تشنه آذربایجان دریغ می‌کنند.  


توسعه بی‌رویه اراضی کشاورزی و استفاده نادرست از منابع آبی و حفر چاه‌های غیر مجاز هم مثل خوره به جان دریاچه افتاده است به طوری که امروز هزاران حلقه چاه غیر مجاز و مجاز در اطراف دریاچه اورمیه وجود دارد که باعث افت سفره‌های آب زیرزمینی شده است. بنابر این حتی اگر باران به مقدار کافی هم ببارد این آب نخست جذب زمین می‌شود تا سفره‌های آب زیرزمینی را پر کند و بعد نوبت رودخانه‌های روان می‌شود. البته میزان آب رودخانه‌ها هم که به خاطر پمپاژ آب و احداث سدها به صفر رسیده است، پس عملا رودخانه‌‌ها نیز شرمنده لب‌های تشنه دریاچه اورمیه می‌شوند.  


متهم دیگر نابودی دریاچه اورمیه خشکسالی است. آنقدر کمبود آب در دریاچه مشکل ساز شده است که به گفته باقرزاده کریمی «با توجه به بارش‌های امسال که 10 درصد از متوسط بارش‌های سال گذشته بیشتر بوده هم کمبود آب را اندکی جبران نکرده است».  


داستان نابودی دریاچه اورمیه را برای هر کس می‌گویی آهی می‌کشد و می‌گوید راهی برای نجات دریاچه اورمیه وجود ندارد. هرچند مسئولان همچنان امیدوارند و می گویند حتما باید راهی باشد. 
 


آیا برنامه کمیته راهبردی مدیریت جامع دریاچه اورمیه، راه به جایی می برد؟
برای نجات دریاچه اورمیه کمیته راهبردی مدیریت جامع دریاچه اورمیه به دستور محمود احمدی نژاد و ریاست معاون اول او تشکیل شده است.  


در این کمیته که با حضور استانداران سه استان آذربایجان‌شرقی، غربی و کردستان، ریاست سازمان محیط‌زیست و وزیران نیرو و جهاد کشاورزی تشکیل شده‏‌، مقرر شده است تا برنامه‌هایی برای نجات دریاچه اورمیه تهیه شود که از آن جمله می‌توان بحث اجرایی کردن مدیریت دریاچه اورمیه، بحث انتقال آب حوزه‌ای از حوزه زاب که مراحل اجرایی آن در دست بررسی است اشاره کرد.
یکی دیگر از برنامه‌های این کارگروه مکلف کردن وزارت نیرو به تامین سالانه 1/3 میلیارد متر مکعب آب برای دریاچه اورمیه است.  


این مصوبه، مصوبه خوبی است اما واقعیت این است که اکنون دریاچه اورمیه پیش از 16 میلیارد متر مکعب آب نیاز دارد و به قول نماینده وزارت نیرو در «کارگاه بین‌المللی گامی به سوی شکل‌گیری مدیریت پایدار اکوسیستم‌های تالابی ایران»، ظرفیت کل 29 سد احداث شده در حوضه آبریز دریاچه اورمیه 3/1 میلیارد متر مکعب است بنابراین اگر وزارت نیرو همه دریچه سدها را هم بازکند بار هم این کمبود جبران نمی‌شود و سطح آب دریاچه یک میلی متر هم بیشتر بالا نمی‌آید.  


بحث انتقال آب از حوضه‌های آبی دیگر مانند زاب و ارس نیز راهکار دیگر کارگروه تخصصی ملی نجات دریاچه اورمیه است اما به گفته علی نظری دوست رئیس پروژه حفاظت از تالاب‌های ایران،«انتقال اب از یک حوزه آبی به یک حوزه آبی دیگر از نظر زیست محیطی عواقب وخیمی دارد و هنر این است که آب یک حوزه آبی را از همان حوزه آبی تامین کنیم وگرنه مشکلات دو چندان می‌شود».  



دریاچه اورمیه یک شبه خشک نشده ‏، پس یک شبه هم احیا نمی شود
واقعیت این است که خشک شدن دریاچه اورمیه یک شبه به وجود نیامده که یک شبه هم حل شود. به گفته نظری دوست «تقریبا نیمی از مشکلات دریاچه اورمیه از مشکلات تالاب‌های اطراف آن ناشی می‌شود»،او می‌گوید:«حوزه آبی دریاچه اورمیه شامل 12 تا 15 حوزه تالابی دارد که از لحاظ اکولوژیک به دریاچه وصل هستند این تالاب‌های محل زندگی وزادآوری انواع پرندگان تالابی مانند لک لک، حواصیل و فلامینگو هستند».  


نظری دوست می‌گوید:« بر خلاف تصور همه فلامینگوها در دریاچه اورمیه زندگی نمی‌کنند بلکه تنها از آرتیمیای موجود در آب دریاچه تغذیه می‌کنند وگرنه سایر فعالیت‌های آنها مانند لانه‌سازی و تخم گذاری وجوجه آوری در تالاب‌های اطراف دریاچه اورمیه انجام می‌شود».  


او ادامه می‌دهد: «متاسفانه به علت خشکسالی و احداث سدهای بی حساب و کتاب از 15 تالاب دریاچه اورمیه تنها 7 تا 8 تالاب از لحاظ اکولوژیک فعال‌اند و بقیه خشک شده و جای خود را به زمین‌های کشاورزی را دارند».  


رئیس پروژه حفاظت از تالاب‌های ایران تاکید می‌کند: «واقعیت این است که سد سازی الزاما بد نیست ولی متاسفانه در کشور آنقدر بد به کار گرفته شده است که تبدیل به یک معضل شده است و گرنه آبخیزداری به هیچ عنوان نمی‌تواند کار سد را انجام دهد پس از مدتی از خشک شدن تالاب‌ها مردم محلی متوجه عمق فاجعه شدند چون هم سرسبزی منطقه از بین رفت و هم چاه‌ها آرام آرام خشک شدند بنابراین مردم دست به کار شدند در حال حاضر برخی تالاب‌ها مانند "سولدوز" کامل احیا شده ، "یادگارلو" پس از 20 سال امسال احیا شد و "درگه سنگی" نیز در دست احیا شدن شدن است». 
 


جوامع محلی به داد برخی از تالاب ها رسیدند اما کمی دیر
نظری دوست عقیده دارد:«احیا تالاب‌ها توسط جوامع محلی هم باعث بهبود وضعیت کشاورزی منطقه می شود و هم بررونق اکوتوریسم تاثیرمثبت دارد که این دو عامل موجب معیشت راحت‌تر مردم محلی می‌شود، غیر از همه اینها می‌تواند تنوع زیستن تالابی دریاچه اورمیه را حفظ کند».  


گرچه احیا تالاب‌های اطراف دریاچه اورمیه توسط جوامع محلی و به راهنمای پروژه حفاظت از تالاب‌های ایران تا حدود موفق بوده است ولی به نظر می‌رسد برای انجام چنین فعالیت‌هایی اندکی دیر شده است.  


واقعیت این است که نه فقط برای موفقیت در نجات دریاچه اورمیه بلکه تمام تالاب های ایران که به نوعی در معرض خطر قرار دارند باید درک مشترکی از مدیریت زیست بوم بین دست اندکاران پروژه‌های زیست محیطی مطرح باشد.  


به عقیده حمید فراهانی راد عضو انجمن ارزیابی محیط‌زیست ایران «گرچه اکنون همگان تلاش دارند تا در جهت احیاء تالاب‌های ایران به ویژه دریاچه اورمیه گام بردارند اما در بحث حفاظت و توسعه هنوز در بین مسوولان مناقشه وجود دارد و بسیاری از مسوولان معتقدند که محیط زیست با توسعه متعارض است».  


او تاکید می‌کند:« هنوز کارکردهای تالاب‌ها به ویژه در بین تصمیم گیران مشخص نیست».  


فراهانی راد عقیده دارد: «رویکرد ما نسبت به دریاچه رویکردی سنتی بوده و تنها به مناطق چهارگانه حفاظتی تاکید دارد در حالی که مدیریت زیست بومی نگاهی یکپارچه دارد و مرزی نمی‌شناسد و نوک پیکانش رو به سوی توسعه پایدار اس».  


به گزارش خبرنگار اعزامی ایلنا به اورمیه، واقعیت این است که برای نجات دریاچه اورمیه تلاش بسیاری صورت می‌گیرد از شکل گیری کمیته راهبردی مدیریت جامع دریاچه ارومیه گرفته تا برگزاری کارگاه تخصصی مدیریرت پایدار تالاب که به منظور استفاده از تجارت موفق در احیا تالاب‌ها صورت میگیرد.  


اما آنچه در این میان مهم است این است که آیا چند نشست و ابلاغ چند مصوبه و برگزاری کارگاه‌های تخصصی از این دست می‌تواند دردی از دردهای نگین سرخ آذربایجان دوا کند واقعیت این است که به گفته معاون استاندار آذربایجان غربی تا زمانی که این مصوبه‌ها رنگ عمل به خوب نگیرید هیچ تغییری در وضعیت دریاچه اورمیه صورت نمی‌پذیرد.  


شاید وقت آن باشد که دست از حرف زدن برداریم و اندکی عمل کنیم، حداقل آنچه در توان داریم اکنون برای دریاچه اورمیه انجام دهیم.  


واقعیت این است که بسیاری از کارکردها و ارزش‌های اکولوژیکی و غیر اکولوژیکی دریاچه اورمیه از دست رفته و یا مختل شده است ولی اینکه آیا این مختل شدن قابل برگشت است یا خیر هنوز مشخص نیست. 
 

باید نهایت تلاش را به کار بست، نکند به قول صادق زیبا کلام یک سال و یا حداکثر چند سال دیگر دردرس جغرافیا به دانش آموزانمان یاد دهیم که قبلا در اورمیه دریاچه بزرگی بود ولی نیاکان ما گذاشتند برود و کک شان هم نگزید.  

 


حسین جمشیدیان  

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 16:30  توسط   | 

کلیبر میزبان دومین جشنواره «نار »

                    کلیبر میزبان دومین جشنواره «نار »

 

 

 

              

 

 

 

پس از برگزاری موفقیت آمیز و ثمر بخش اولین دور جشنواره های مختلف در استان، شهرستان کلیبر آذربایجان شرقی، میزبان دومین جشنواره انار خواهد بود. 

به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی، مهندس تراب محمدی در این رابطه گفت: استقبال گسترده مردم از جشنواره های یک روزه متنوعی که در شهرستانهای مختلف برگزار می شود و همچنین معرفی این مناطق و اثر مستقیم آن در افزایش گردشگری، باعث شده تا تاکید ویژه ای در خصوص برگزاری اینگونه مراسم ها و جشنواره ها وجود داشته باشد. 

به گفته وی، سال گذشته، روستای «مردان قم» شهرستان کلیبر میزبان اولین جشنواره انار آذربایجان شرقی بود و به دلیل استقبال کم نظیر و درخواست های مردم، و با توجه به فرارسیدن فصل چیدن انارهای این منطقه، روز جمعه 30 مهرماه، این روستا میزبان دومین جشنواره انار خواهد بود. 

رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی در خصوص ویژگی های منحصر به فرد این روستا گفت: انارهای این روستا به لحاظ سلامتی و فایده، از بهترین انواع انارهای پرورش یافته در استان هستند و از کمترین میزان کود و مواد شیمیایی در پرورش آنها استفاده شده است. 

محمدی افزود: مسیر دسترسی روستا نیز از دیگر جاذبه های این منطقه است و کسانی که برای حضور در جشنواره به این منطقه می آیند، یکی از بکرترین و زیباترین مسیرهای طبیعی استان را مشاهده خواهند نمود. 

وی در خاتمه از تمام گردشگران و مردم استان و علاقمندان دعوت نمود روز جمعه با حضور در این روستا، ضمن بهره مندی از فضایی زیبا و سالم، مهمان مردم مهربان و تلاشگر روستای «مردان قم» باشند. 

گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی در خاتمه می افزاید: دومین جشنواره انار آذربایجان شرقی، روز جمعه 30 مهر ماه ساعت 10 صبح در روستای مردان قم شهرستان کلیبر برگزار می شود

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 16:21  توسط   |